|
اِلـــهـی و ربّـی مـَـن لـی غیــرُک
I believe there's some force guiding me , call it God - destiny
ياد خدا آرامش بخش دلهاست
بیدار شدن سخت است ، بیدار بودن سخت تر راست گفتن سخت است ، راست گو بودن سخت تر گل زدن سخت است ، گل بودن سخت تر حرکت کردن سخت است ، به حرکت در آوردن سخت تر بلند شدن سخت است ، دیگران را بلند کردن سخت تر خوب حرف زدن سخت است ، حرف خوب زدن سخت تر اوج گرفتن سخت است ، در اوج ماندن سخت تر
شمع هیچکس تا بامداد نمی سوزد
سه شنبه 30 بهمن1386 :: 23:0 :: نويسنده : هادی
ياد خدا آرامش بخش دلهاست
زدنیایی که مردمانش عصا از کور میدزدند من از خوش باوری ، آنجا محبت جستجو کردم
شمع هیچکس تا بامداد نمی سوزد
شنبه 27 بهمن1386 :: 20:20 :: نويسنده : هادی
ياد خدا آرامش بخش دلهاست
به نیکان ز یزدان هزار آفرین که نیکی به توحید آرد یقین خدا جوی را دل نباشد به خود که توحید را نیست معنا جز این نباید به دنیای دون اعتماد که دنیا نگردد کسی را معین بر احوال آن کس بباید گریست که گم کرده راه رهایی و دین به باطل گراید تن پر ز حرص زحق دور سازد حسودی و کین نماند سرانجام باطل به جای در آید برون دست حق ز آستین نرنجاند از خویشتن هوشیار دل مردم دل فکار غمین نمی ماند اینسان جهان در بدی دگرگونه گردد زمان و زمین بقا نیست پروین به جز ذات حق نماند آن و هم بگذرد نیز این شیراز 3/4/1337 پروین مارشال پیر غیبی
شمع هیچکس تا بامداد نمی سوزد
جمعه 26 بهمن1386 :: 20:20 :: نويسنده : هادی
ياد خدا آرامش بخش دلهاست
خرم آن لحظه که مشتاق ، به یاری برسد
شمع هیچکس تا بامداد نمی سوزد
سه شنبه 23 بهمن1386 :: 22:44 :: نويسنده : هادی
ياد خدا آرامش بخش دلهاست
دی پیر می فروش که ذکرش به خیر باد گفتا شراب نوش و غم دل ببر ز یاد گفتم به باد میدهدم باده نام و ننگ گفتا قبول کن سخن و هر چه باد باد سود و زیان و مایه چو خواهد شدن ز دست از بهر این معامله غمگین مباش و شاد بادت به دست باشد اگر دل نهی به هیچ در معرضی که تخت سلیمان رود به باد حافظ گرت ز پند حکیمان ملالت است کوته کنیم قصه که عمرت دراز باد
شمع هیچکس تا بامداد نمی سوزد
سه شنبه 23 بهمن1386 :: 20:0 :: نويسنده : هادی
ياد خدا آرامش بخش دلهاست
امشب هوا باراني است. امشب هوا باراني است و من گريه نمي كنم. امشب هوا باراني است و من نه من امشب مي گريم. شايد دل گرفته ام،همچو ابر بارني گشايشي از گريه شبانه بگيرد. شايد اشكهايم در ميان قطرات باران گم شود. باران اشكهايم را مي شويد. شايد هيچكس نفهمد كه من گريسته ام. اما نه تو حتماًمي فهمي. فردا كه ببينمت، صفاي آسمان بهاري دلم را خواهي ديد و به نمناكي هواي دلم پي خواهي برد...
شمع هیچکس تا بامداد نمی سوزد
دوشنبه 22 بهمن1386 :: 23:0 :: نويسنده : هادی
ياد خدا آرامش بخش دلهاست
گلم ، از خود رهیدن را بیاموز به سر منزل رسیدن را بیاموز مجال تنگ و راهی دور در پیش به پاهایت دویدن را بیاموز زمین بی عشق خاکی سرد و مرده ست به قلبت خوب تپیدن را بیاموز جهان جولانگهی همواره زیباست به چشمت خوب دیدن را بیاموز مجتبی کاشانی
شمع هیچکس تا بامداد نمی سوزد
یکشنبه 21 بهمن1386 :: 14:14 :: نويسنده : هادی
سخن وبلاگ نویس ![]() عظمت همواره در انتظار چشمی است که او را ببيند و خوبی همواره در انتظار خردی که او را بشناسد و زيبايی همواره تشنه دلی که به او عشق بورزد . آرشيو وبلاگ دوستان
ستاره ای بگذار تا به صبح
نزدیکتر شویم هر چند تک ستاره ی من روشنی ندارد و راهنمای هیچ گمشده ای ... در تاریکی شب نیست ولی بگذار در کنار بقیه ی ستارگان درخشانت باشد تا شاید از بازتاب نور دیگر ستارگان ، دیده ی گمشده ای را به سوی تنهایی خود جلب کند hs_rad2004@yahoo.com |
||