|
اِلـــهـی و ربّـی مـَـن لـی غیــرُک
I believe there's some force guiding me , call it God - destiny
ياد خدا آرامش بخش دلهاست
آنقدر پشت پنجره نشسته ام مطمئن باش
شمع هیچکس تا بامداد نمی سوزد
جمعه 30 فروردین1387 :: 23:0 :: نويسنده : هادی
ياد خدا آرامش بخش دلهاست
گر کسب کمال میکنی میگذرد ور فکر مجال میکنی میگذر دنیا همه سر به سر خیال است ، خیال هر نوع خیال میکنی میگذرد
شمع هیچکس تا بامداد نمی سوزد
پنجشنبه 29 فروردین1387 :: 20:30 :: نويسنده : هادی
ياد خدا آرامش بخش دلهاست
در زمان ناصر الدین شاه از خارج به ایران تلگراف را آوردند ولی مردم باور نمی کردند که از شهری بشهر دیگر بتوانند صحبت کنند از این نظر کسی به تلگرافخانه مراجعه نمیکرد لذا دولت دستور داد سه روز هرکس به تلگراف خانه آمد و خواست مکالمه و تلگراف به شهرستانها بکند مفت صحبت کند و اعلان نمود حرف مفت ، پس از سه روز دستور داد پول بگیریرند از آن روز حرف مفت بین مردم رواج شد حالا در مثالهای می گویند : حرف مفت مزن
شمع هیچکس تا بامداد نمی سوزد
پنجشنبه 29 فروردین1387 :: 13:13 :: نويسنده : هادی
ياد خدا آرامش بخش دلهاست
خدای خوب و مهربان!
گویا دیدن یکی از عوامل تعلق روح به بدن است، زیرا هر وقت چشمانم را می بندم روحم از بدنم جدا شده و آنچه را می بینم، که دوست دارم. کمک کن بفهمم چشمم را روی چه ببندم، تا چیزی را ببینم که تو دوست داری!
این جمله قشنگ رو از اینجا کپی کردم
شمع هیچکس تا بامداد نمی سوزد
چهارشنبه 28 فروردین1387 :: 22:22 :: نويسنده : هادی
ياد خدا آرامش بخش دلهاست
افلاطون مي گه: " اگه با دلت چيزي يا کسي رو دوست داري زياد جدي نگيرش، چون ارزشي نداره، چون کار دل دوست داشتنه، مثل کار چشم که ديدنه، اما اگه يه روز با عقلت کسي رو دوست داشتي، اگه عقلت عاشق شد، بدون که داري چيزي رو تجربه مي کني که اسمش عشقه."
شمع هیچکس تا بامداد نمی سوزد
چهارشنبه 28 فروردین1387 :: 12:30 :: نويسنده : هادی
ياد خدا آرامش بخش دلهاست
یک دنیا گل رز تقدیم به عزیزانی که از صمیم قلب دوستشون دارم
شمع هیچکس تا بامداد نمی سوزد
سه شنبه 27 فروردین1387 :: 22:22 :: نويسنده : هادی
ياد خدا آرامش بخش دلهاست
86 سال پيش ، در شب 14 و بامداد 15 آوريل سال 1912 ميلادي ، كشتي غول پيكر مسافربري تايتانيك و شاهكار صنايع كشتي سازي آن زمان در سفر افتتاحيه اش از بندر سوتهامپتون انگلستان به مقصد نيويورک به يك كوه يخ برخورد كرد و در اعماق آبهاي سرد اقيانوس اطلس غرق شد. ادامه مطلب ...
شمع هیچکس تا بامداد نمی سوزد
سه شنبه 27 فروردین1387 :: 17:17 :: نويسنده : هادی
ياد خدا آرامش بخش دلهاست
خدایا به من زیستنی عطا كن دکتر علی شریعتی
شمع هیچکس تا بامداد نمی سوزد
پنجشنبه 22 فروردین1387 :: 22:22 :: نويسنده : هادی
ياد خدا آرامش بخش دلهاست
قانون انگيزه: ادامه مطلب ...
شمع هیچکس تا بامداد نمی سوزد
سه شنبه 13 فروردین1387 :: 23:23 :: نويسنده : هادی
ياد خدا آرامش بخش دلهاست
تو زندگی یکسری فرصت ها هست که وقتی از زمانش بگذره دیگه نمیتونی بدستشون بیاری ... به نظر من فرصت پول و اسکناس جمع کردن جزء این دسته نیست . تا الان فرصت داری پول و ثروتی بدست بیار که ابدی باشه ، که زود دیر میشه . یه فریب خورده 1000 تومنی
شمع هیچکس تا بامداد نمی سوزد
شنبه 10 فروردین1387 :: 8:0 :: نويسنده : هادی
ياد خدا آرامش بخش دلهاست
مردی قزوینی عکس شیری را در شانه جوانی دید بسیار خوشش آمد باو گفت : چگونه این نقش کرده ای ، گفت در حمام . مرد هوس کرد و به حمام رفت و به دلاک گفت : شیری در شانه من منعکس کن تا شود پشتم قوی در رزم و بزم با چنین شیر ژیان در عزم و جزم دلاک پس از طرح نقش شیر ژیان سوزن را به پشت او فرو برد ، مرد ناله ای کرد و گفت آه که مرا کشتی مگر از چه عضو شیر شروع کرده ای ، دلاک گفت : ازدم شروع کرده ام ، گفت : دم را بگذار از جای دیگرش شروع کن چه مانعی دارد که شیر دم نداشته باشد . دلاک دم را رها کرد و از جای دیگر شروع نمود باز قزوینی فریاد زد ، آه آه مُردم دست نگهدار این کدام عضو شیر است ، قدری تامل کن دلاک گفت : این گوش شیر است می خواهم سر شیر را درست کنم ، قزوینی گفت : گوش نمی خواهد از عضو دیگر شروع کن ، دلاک از جای دیگر شروع کرد ، قزوینی با آه و ناله فریاد زد این کجای شیر است ، دلاک جواب داد این شکم شیر است قزوینی خواهش کرد که از این عضو دست بردارد و از جای دیگر شروع کند . برزمین زد سوزن آندم اوستاد گفت در عالم کسی را این فتاد شیر بی دم بی سر و اشکم که دید این چنین شیری خدا هم نافرید چون نداری طاقت سوزن زدن از چنین شیر ژیان پس دم مزن
شمع هیچکس تا بامداد نمی سوزد
پنجشنبه 8 فروردین1387 :: 17:17 :: نويسنده : هادی
ياد خدا آرامش بخش دلهاست
بدینوسیله پست شماره ۴۳۵ را که دارای غلط نگارشی بود اصلاح میکنم . وقتی که زمزمه پرندگان مهاجر از دور دست ها شنیده می شود ، وقتی ترنم دلنشین بنفشه ها پیغام رسیدن سرسبزی را نجوا می کنند ، هنگامیکه آمدن بهار و رویش شکوفه های زیبایی است که طراوت را فریاد می کنند ... آری بهار می آید ... بهار ، خواهر زیبای زمستان ...تا خواب سبز درختان دوباره معنا شود ... بهار می آید با عمو نوروز ، قصه های کودکی و عطر اقاقی ها را به سرزمین مهربانی و عشق ، هدیه می دهد ... سبدهای پر از شکوفه امیدواری و روزهای دلنشین آفتابی ، همراه ثانیه های بهاری تان باد ...
با تشکر از دوست خوبم که در نامه ای جداگانه این غلط را به بنده گوشزد کردند برای مشاهده این نامه اینجا را کلیک کنید
شمع هیچکس تا بامداد نمی سوزد
پنجشنبه 8 فروردین1387 :: 12:5 :: نويسنده : هادی
ياد خدا آرامش بخش دلهاست
وقتی که زمزمه پرندگان مهاجر از دور دست ها شنیده می شود ، وقتی ترنم دلنشین بنفشه ها پیغام رسیدن سرسبزی را نجوا می کنند ، هنگامیکه آمدن بهار و رویش شکوفه های زیبایی است که طراوت را فریاد می کنند ... آری بهر می آید ... بهار ، خواهر زیبای زمستان ...تا خواب سبز درختان دوباره معنا شود ... بهار می آید با عمو نوروز ، قصه های کودکی و عطر اقاقی ها را به سرزمین مهربانی و عشق ، هدیه می دهد ... سبدهای پر از شکوفه امیدواری و روزهای دلنشین آفتابی ، همراه ثانیه های بهاری تان باد ...
شمع هیچکس تا بامداد نمی سوزد
پنجشنبه 8 فروردین1387 :: 0:0 :: نويسنده : هادی
ياد خدا آرامش بخش دلهاست
از چشم تا قلب راهی است که از عقل عبور نمی کند
شمع هیچکس تا بامداد نمی سوزد
چهارشنبه 7 فروردین1387 :: 19:0 :: نويسنده : هادی
ياد خدا آرامش بخش دلهاست
شمع هیچکس تا بامداد نمی سوزد
چهارشنبه 7 فروردین1387 :: 16:16 :: نويسنده : هادی
ياد خدا آرامش بخش دلهاست
ميلاد با سعادت خواجه ي کائنات , آينه ي جمال خدا , خاتم المرسلين حضرت محمد مصطفي (ص) و امام صادق (ع) بر شما عزيزان مبارک باد امشب که صفا با دل و جان همراه است هنـــگام طلوع آفتاب و مــــاه است هم جشـــن ولادت امام صــــادق (ع) هم عيـــــد محمدبن عبـــدالله است
شمع هیچکس تا بامداد نمی سوزد
سه شنبه 6 فروردین1387 :: 11:0 :: نويسنده : هادی
ياد خدا آرامش بخش دلهاست
آن را که جای نیست همه شهر جای اوست
درویش هر کجا که شب آید سرای اوست بیخانمان که هیچ ندارد بجز خدای او را گدا مگوی که سلطان گدای اوست مرد خدا به مشرق و مغرب غریب نیست چندانکه میرود همه ملک خدای اوست آن کز توانگری و بزرگی و خواجگی بیگانه شد به هر که رسد آشنای اوست کوتاه دیدگان همه راحت طلب کنند عارف بلا که راحت او در بلای اوست عاشق که بر مشاهده دوست دست یافت در هر چه بعد از آن نگرد اژدهای اوست بگذار هر چه داری و بگذر که هیچ نیست این پنج روز عمر که مرگ از قفای اوست هر آدمی که کشته شمشیر عشق شد گو غم مخور که ملک ابد خونبهای اوست از دست دوست هر چه ستانی شکر بود سعدی رضای خود مطلب چون رضای اوست این شعر قشنگ رو از وبلاگ دوستم آقا هادی کپی کردم
شمع هیچکس تا بامداد نمی سوزد
دوشنبه 5 فروردین1387 :: 23:23 :: نويسنده : هادی
ياد خدا آرامش بخش دلهاست
هیچ چیزی نمی توان به کسی یادداد ، اما می توان به او کمک کرد تا پاسخ ها را در درون خود بیابد.?
(گالیلئو گالیله)
شمع هیچکس تا بامداد نمی سوزد
دوشنبه 5 فروردین1387 :: 21:0 :: نويسنده : هادی
ياد خدا آرامش بخش دلهاست
اي كه دركشتن ما هيچ مدارا نكني سود وسرمايه بسوزي ومهابا نكني دردمندان بلا زهرهلاهل دارند قصد اين قوم خطا باشد هان تانكني رنج مارا كه توان برد به يك گوشه ي چشم شرط انصاف نباشد كه مداوا نكني ديده ي ما چو به اميد تودرياست چرا؟؟؟
شمع هیچکس تا بامداد نمی سوزد
دوشنبه 5 فروردین1387 :: 11:40 :: نويسنده : هادی
ياد خدا آرامش بخش دلهاست
باز وحشي جلوه اي درديده جولان كرد و رفت ازغبارم دست برهم سوده سامان كرد و رفت نيستم آگه زنقش هستي موهوم خويش اينقدر دانم كه بر آئينه بهتان كرد و رفت خاك غارت پرور بنياد اين ويرانه ايم هر كه آمد اندكي ما را پريشان كرد و رفت بیدل
شمع هیچکس تا بامداد نمی سوزد
دوشنبه 5 فروردین1387 :: 9:9 :: نويسنده : هادی
ياد خدا آرامش بخش دلهاست
به او سنگ پرتاب می کردند
شمع هیچکس تا بامداد نمی سوزد
شنبه 3 فروردین1387 :: 20:20 :: نويسنده : هادی
ياد خدا آرامش بخش دلهاست
شمع هیچکس تا بامداد نمی سوزد
پنجشنبه 1 فروردین1387 :: 8:8 :: نويسنده : هادی
سخن وبلاگ نویس ![]() عظمت همواره در انتظار چشمی است که او را ببيند و خوبی همواره در انتظار خردی که او را بشناسد و زيبايی همواره تشنه دلی که به او عشق بورزد . آرشيو وبلاگ دوستان
ستاره ای بگذار تا به صبح
نزدیکتر شویم هر چند تک ستاره ی من روشنی ندارد و راهنمای هیچ گمشده ای ... در تاریکی شب نیست ولی بگذار در کنار بقیه ی ستارگان درخشانت باشد تا شاید از بازتاب نور دیگر ستارگان ، دیده ی گمشده ای را به سوی تنهایی خود جلب کند hs_rad2004@yahoo.com |
||