|
اِلـــهـی و ربّـی مـَـن لـی غیــرُک
I believe there's some force guiding me , call it God - destiny
ياد خدا آرامش بخش دلهاست
عالم همه هیچ و کار عالم همه هیچ ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ
شمع هیچکس تا بامداد نمی سوزد
یکشنبه 31 خرداد1388 :: 21:21 :: نويسنده : هادی
ياد خدا آرامش بخش دلهاست
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران اصل 27: اتشكيل اجتماعات و راهپيماييها، بدون حمل سلاح، به شرط آن كه مخل به مباني اسلام نباشد آزاد است.ا یکی بیاد این قانون رو برای من ترجمه کنه ! مخل به مبانی اسلام یعنی چی ؟ و یا اینکه سوال زیر رو جواب بده . واقعا گیج شدم آیا قانون آن چیزی است که قدرت می گوید ، یا اینکه قدرت چیزی است که قانون می گوید ؟
شمع هیچکس تا بامداد نمی سوزد
یکشنبه 31 خرداد1388 :: 7:7 :: نويسنده : هادی
ياد خدا آرامش بخش دلهاست
Immature love says: I love you because I need you Mature Love says: I need you because I love you
شمع هیچکس تا بامداد نمی سوزد
شنبه 30 خرداد1388 :: 12:12 :: نويسنده : هادی
ياد خدا آرامش بخش دلهاست
در شهر مرده ها، تک وتنها چه می کنی؟ دیگر زمان معجزه کردن گذشته است حتی اگر مسیحی، این جا چه می کنی؟ پیغمبران یکی یکی از یأس مرده اند سوراخ وحی گم شده، حالا چه می کنی؟ می خواستی مسیر زمان را عوض کنی؟ در شامگاه روز مبادا چه می کنی؟ رنگ جهان عوض شد و چیزی عوض نشد امشب که رفت باغم فردا چه می کنی؟ گیرم که روزی از غم نان، جان به در بری با غصه های مردم دنیا چه می کنی؟ محمد جواد آسمان این شعر قشنگ رو از وبلاگ دوست خوبم آقا امیر یه سر به وبلاگش بزنید ، ضرر نمیکنید
شمع هیچکس تا بامداد نمی سوزد
جمعه 29 خرداد1388 :: 22:22 :: نويسنده : هادی
ياد خدا آرامش بخش دلهاست
پریشانم چه میخواهی تو از جانم؟! مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی خداوندا! اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی لباس فقر پوشی غرورت را برای تکه نانی به زیر پای نامردان بیاندازی و شب آهسته و خسته تهی دست و زبان بسته به سوی خانه باز آیی زمین و آسمان را کفر میگویی میگویی؟! خداوندا! اگر در روز گرما خیز تابستان تنت بر سایهی دیوار بگشایی لبت بر کاسهی مسی قیر اندود بگذاری و قدری آن طرفتر عمارتهای مرمرین بینی و اعصابت برای سکهای اینسو و آنسو در روان باشد زمین و آسمان را کفر میگویی نمیگویی؟! خداوندا! اگر روزی بشر گردی ز حال بندگانت با خبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت از این بودن، از این بدعت خداوندا تو مسئولی خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است!
شمع هیچکس تا بامداد نمی سوزد
جمعه 29 خرداد1388 :: 9:9 :: نويسنده : هادی
ياد خدا آرامش بخش دلهاست
من نمیدونم تا کی میخواد این وضع ادامه پیدا کنه !!؟ امروز از طریق دوستام متوجه شدم که دانشکده امتحانات رو انداخته عقب . اولش باورم نشد ، بعد رفتم تو سایت دانشگاه و دیدم آره انگار خبراییه . به نام خدا به اطلاع کلیه دانشجویان محترم می رساند که امتحانات دانشکده فنی تا تاریخ 05/04/88 برگزار نخواهد شد . اطلاعات تکمیلی متعاقبا اعلام می گردد . دانشکده فنی و مهندسی من پنج شنبه ، سه تا امتحان داشتم که دوتاش تو یه ساعت بود ( آخر برنامه ریزی ) . نمیدونید چقدر این امتحانا عقب و جلو شده ! یه بار امدن گفتن : امتحانات رو بندازیم عقب تر تا کلاس ها کامل برگزار بشه . یه بار امدن گفتن : کنکور سراسری میخواد برگزار بشه ، امتحانات رو بندازیم جلو و دانشجو ها همکاری کنند و همه امتحانات رو بیان و تو یه روز برگزار کنند . تازه هفته آخر ساعت های امتحان مشخص شد و همش زیر برنامه نوشته بودنند متعاقبا اعلام می گردد ( درست مثل اطلاعیه بالا ) . حالا این متعاقبا کی میرسه معلوم نیست . خدا خیرشون نده تعطیلی دانشگاه اونم برای 10 روز ، از اون کارهای شاخ دار بود که امیدوارم فردا روزی نگن : آقا دانشکده باز بوده شما میومدید امتحان میدادید
شمع هیچکس تا بامداد نمی سوزد
سه شنبه 26 خرداد1388 :: 22:0 :: نويسنده : هادی
ياد خدا آرامش بخش دلهاست
یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم گر که در خود شکستیم صدایی نکنیم پر پروانه شکستن،هنر انسان نیست گر شکستیم ز غفلت،من و مایی نکنیم یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم وقت پرپر شدنش، سوزو نوایی نکنیم یادمان باشد ، سر سجاده عشق جز برای دل محبوب، دعایی نکنیم یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد تو که رفتی همه ثانیه ها سایه شدند سایه در سایه آن ثانیه ها خواهم مرد شعله ها بی تو ز بی رنگی دریا گفتند موج در موج در این خاطرها خواهم مرد ها ای کاش در آن لحظه که تقدیم تو شد هستی من...می سپردم که مراقب باشی،جنس این جام بلور است .پر از عشق وغرور است ..مبادا بازیچه شود می شکند.
شمع هیچکس تا بامداد نمی سوزد
یکشنبه 24 خرداد1388 :: 11:11 :: نويسنده : هادی
ياد خدا آرامش بخش دلهاست
برای آدم نابینا الماس و شیشه یکیست ، اگر کسی قدر تو را ندانست فکر نکن تو شیشه ای ! او نابیناست . با تشکر از دوست پابرهنم
شمع هیچکس تا بامداد نمی سوزد
چهارشنبه 20 خرداد1388 :: 22:22 :: نويسنده : هادی
ياد خدا آرامش بخش دلهاست
تقدیم به شما ، آره با خودتم ! همون شعری که قولش رو داده بودم !!! دوستی با مردم دانا چو زرین کــوزه ای است نشکند ، گر بشکند نتوان به دور انداختش دوستی با مردم نادان سفالین کوزه ای است بشکند ، گر نشکند بــاید به دور انداختش
شمع هیچکس تا بامداد نمی سوزد
سه شنبه 19 خرداد1388 :: 22:22 :: نويسنده : هادی
ياد خدا آرامش بخش دلهاست
گاهی وقتا چه ساده عروسک میشم نه حرف میزنم ونه شکایت می کنم فقط احمقانه کارهایی که ازم میخوان رو انجام میدم
شمع هیچکس تا بامداد نمی سوزد
یکشنبه 17 خرداد1388 :: 10:10 :: نويسنده : هادی
ياد خدا آرامش بخش دلهاست
من که نمیخواستم تا اواسط تیر به وبلاگ بیام بازم مجبورم این مطلب رو بنویسم که :
آن کس که حقیقت را نمی داند ابله است
ولی آن کس که می داند و آن را پنهان می کند یک جنایتکار است . < برتولت برشت >
شمع هیچکس تا بامداد نمی سوزد
جمعه 15 خرداد1388 :: 16:16 :: نويسنده : هادی
ياد خدا آرامش بخش دلهاست
اول تیرماه: باید شروع کنم به شدت درس بخوانم. اول مرداد ماه: باید شروع کنم و از روزهای تابستان حداکثر استفاده را ببرم. اول شهریورماه: دیگه وقتشه درس خوندن رو شروع کنم و قدر روزهای باقیمانده از تابستان را بدونم. اول مهرماه: واحدهام که کمه، هم درسهای خودم رو میخونم و هم اینکه درس خوندن واسه کنکور رو شروع میکنم. اول آبان: درسته که یکم درسها سنگین شده ولی با یه خورده تلاش هم درسها رو رو غلطک می اندازم و هم خرخونی واسه کنکور رو شروع می کنم. اول آذر: گرچه امتحانات نزدیکه ولی چاره ای نیست، باید به خودم فشار بیارم که هم درسهامو بخونم هم اینکه کنکور رو ضربه فنی کنم. اول دی: امتحانات شروع شده فعلا بچسبم به درسهای این ترم تا امتحانها تموم شه.بعدش دیگه واسه کنکور می خونم. اول بهمن: این چند روز باقیمانده رو می خونم تا موقع کنکور خودمو یک محکی بزنم و انشاءا... آماده شم برای کنکور سال بعد. اول فروردین: این ترم که واحدهام زیاده، خستگی کنکور سال قبل هم که هنوز تو بدنمه. این بهاره رو استراحت کنم، انشاءا... از اول تیر شروع می کنم به خوندن.
شمع هیچکس تا بامداد نمی سوزد
دوشنبه 4 خرداد1388 :: 23:23 :: نويسنده : هادی
ياد خدا آرامش بخش دلهاست
دیشب به آخرین ماهی قرمزی که از عید زنده مونده بود گفتم : دوست ندارم جای تو باشم . چشمای سیاهش رو چرخوند و گفت : من هم همینطور !!!
شمع هیچکس تا بامداد نمی سوزد
شنبه 2 خرداد1388 :: 20:20 :: نويسنده : هادی
سخن وبلاگ نویس ![]() عظمت همواره در انتظار چشمی است که او را ببيند و خوبی همواره در انتظار خردی که او را بشناسد و زيبايی همواره تشنه دلی که به او عشق بورزد . آرشيو وبلاگ دوستان
ستاره ای بگذار تا به صبح
نزدیکتر شویم هر چند تک ستاره ی من روشنی ندارد و راهنمای هیچ گمشده ای ... در تاریکی شب نیست ولی بگذار در کنار بقیه ی ستارگان درخشانت باشد تا شاید از بازتاب نور دیگر ستارگان ، دیده ی گمشده ای را به سوی تنهایی خود جلب کند hs_rad2004@yahoo.com |
||