تبليغاتX
اِلـــهـی و ربّـی مـَـن لـی غیــرُک - تو که رفتی همه ثانیه ها سایه شدند
 
اِلـــهـی و ربّـی مـَـن لـی غیــرُک
I believe there's some force guiding me , call it God - destiny
ياد خدا آرامش بخش دلهاست

یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم

گر که در خود شکستیم صدایی نکنیم

پر پروانه شکستن،هنر انسان نیست

گر شکستیم ز غفلت،من و مایی نکنیم

 یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم

وقت پرپر شدنش، سوزو نوایی نکنیم

یادمان باشد ، سر سجاده عشق

جز برای دل محبوب، دعایی نکنیم

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم 

بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد            مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد    

تو که رفتی همه ثانیه ها سایه شدند                 سایه در سایه آن ثانیه ها خواهم مرد

شعله ها بی تو ز بی رنگی                              دریا گفتند موج در موج در این خاطرها خواهم مرد ها

 ای کاش در آن لحظه که تقدیم تو شد هستی من...می سپردم که مراقب باشی،جنس این جام بلور است .پر از عشق وغرور است ..مبادا بازیچه شود می شکند.



غیر از خدا هرآنچه بخواهی شکست توست
یکشنبه 24 خرداد1388 :: 11:11 ::  نويسنده : هادی
سخن وبلاگ نویس
به نام خداوندی که هر چه داريم همه از اوست



عظمت همواره در انتظار چشمی است که او را ببيند و خوبی همواره در انتظار خردی که او را بشناسد و زيبايی همواره تشنه دلی که به او عشق بورزد .
دوستان
ستاره ای بگذار تا به صبح
نزدیکتر شویم

هر چند تک ستاره ی من روشنی
ندارد و راهنمای هیچ گمشده ای
... در تاریکی شب نیست
ولی بگذار در کنار بقیه ی ستارگان درخشانت باشد تا شاید از بازتاب
نور
دیگر ستارگان ، دیده ی گمشده ای
را به سوی تنهایی خود جلب کند

hs_rad2004@yahoo.com