گر فاصله ای هست میان من وتو


گر فاصله ای هست میان من وتو
بردار به لبخندی _ بردار به پیغامی…
سلام _ آی نازنین
باز نامه دادم
نمیره قصه عشقت ز یادم
گذاشتی عمرتو پای دل من
نشستی پای حرفای دل من
نرنجیدی تو از امروز و فردام
نترسیدی که من این سوی دنیام
منو شرمنده کردی با محبت
که دیدار تو اسمش شد زیارت
خیال نکن که بی خیال
از تو و روزگارتم
به فکرتم به یادتم
زنده به انتظارتم
اون جورا که تو فکرمی
حس میکنم کنارتم
اون ور دنیا که باشی
خودم میام میارمت
تنها مگه میذارمت
غصه تنهایی مخور
تنها مگه میذارمت
ببین که چی به روزه _ این زندگیت آوردی
از وقتی دل سپردی
یه عالمه_ غصه خوردی
یادمه_غصه خوردی
موتو_ سفید کردی
روز تو_ سیاه کردی
تو با خودت عزیزم ببین_ که چه ها کردی ؟
خودتو فدای این عشق_ چه بی ریا کردی
تو که رفتی
پریشون شد خیالم
همه گفتم که من دیونه حالم
نمی دونن که این دیونه در فکر شفا نیست
که هر چی باشه اما بی وفا نیست….
خیال نکن که بی وفا از تو روزگارتم
به فکرتم به یادتم _ زنده به انتظارتم
اون جورا که تو فکرمی _ حس میکنم کنارتم
.

(مسعود فردمنش )

آرزويم اين است

 

این مطلب رو دوستم آقا فرشید برام فرستاده که بدن وسیله ازشون تشکر می کنم

آرزويم اين است نرود اشك در چشم تو هرگز مگر از شوق زياد......
نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز........
و به اندازه ي هر روز تو عاشق باشي........
عاشق آنكه تو را مي خواهد.......و به لبخند تو از خويش رها مي گردد.........
و ترا دوست بدارد به همان اندازه كه دلت مي خواهد

بیست مورد که باید بدونی

 

          I.          جويدن آدامس وقتی داري پياز خورد ميکنی باعث ميشه...اشکت در نياد...دفعه ديگه امتحان کن

         II.         بچه کوچولو ها تا شيش ماهگی در حين نفس کشيدن می تونن يه چيزی رو هم ببلعند...جان من مواظب باش 

        III.        نود و هفت درصد از مردم وقتی يه خودکار بهشون ميدی اولين چيزی که مينويسن اسمشونه..
قابل توجه اقايون اگه ميخوان اسم يه خانومو بدونن يه خودکار بدن دستش با يه کاغذ

        IV.        پشه های نر گياهخوارن..فقط ماده ها نيش ميزنن

         V.         متوسط ميدان ديد يک انسان در بر گيرنده زاويه ای 200 درجه از محيط مي باشد

        VI.        اگه ميخواين بدونين که يه هندوونه رسيده هست يا نه...يه ضربه کوچولو بزنين بهش ..اگه صدای پوک بودن داد يعنی رسيده

       VII.       مردم کانادا نامه هاشونو با تمبر های شخصی و اختصاصی که عکس خودشون روشه پست ميکنن

      VIII.      چشم بچه کوچولو ها از بدو تولد تا هفته ششم الي هشتم اشک توليد نميکنه

         IX.        گياهانی که با آب گرم آبياری ميشوند سريعتر و بيشتر از گياهانی که با آب سرد آبياری ميشوند رشد ميکنند

          X.         استفاده از هدفون به مدت تنها يک ساعت باعث رشد باکتري در گوش شما به ميزان 700 برابر قبل ميشود

         XI.        اگه انگور رو تو مايکروويو بزارين دونه هاش می ترکه

        XII.       نام ستاره و اشکال و رنگ هايی که وقتي چشمانتون رو ميماليد ..جلوی چشمتون ظاهر ميشن phosphates هست

       XIII.      اندازه چشمان ما از بدو تولدديگر رشد نمی کند ولي بينی و گوش هايمان هميشه در حال رشد کردن است

       XIV.      مدل و اشکال روی زبان هر شخص مانند اثر انگشت با بقيه آدم ها متفاوت است

        XV.       برعکس باور عمومی مبنی بر باقيماندن آدامس بلعيده شده در رود ه ها ... آدامس از بدن دفع ميشود

       XVI.      در دمای 40 درجه سانتی گراد ..بدن در زمان تنفس ساعتی 14.4 کالری مصرف می کند

      XVII.     هتلی در سوئد وجود دارد که کاملا با يخ ساخته شده و هر سال تجديد بنا ميشود

     XVIII.    گربه . شتر و زرافه ها تنها حيواناتی هستند که ريتم راه رفتن آن ها بر پايه دو بار پای راست..سپس دو بار پاي چپ است.به جای اين که يه بار پای راست و يک بار پای چپ باشند

       XIX.       پياز حتی اگر پس از يک غذای پر چربی خورده شود..باعث کاهش کلسترول خون ميشود

        XX.        صدايی که شما در هنگام (رفع خستگی از انگشتانتون)از بند انگشتاتون ميشنويد..صدای ترکيدن حباب های گاز نيتروژن موجود در بند انگشتاتون است

سئوال های بی پاسخ !

چرا میگن طرف مثل بچه خوابش برده در حالیکه بچه ها هر دو ساعت یک بار از خواب بیدار می شن و گریه می کنن؟
 
چرا وقتی باطری کنترل تلویزیون تموم می شه دکمه های اونو محکمتر فشار میدیم؟
 
چرا اگر به کسی بگید که در فضا 4 میلیارد ستاره وجود داره باورش میشه ولی اگر بهش بگید رنگ دیوار خیسه خودش با دست امتحان می کنه تا مطمئن بشه؟
 
چرا برای انجام مجازات اعدام با تزریق آمپول سمی، از سرنگ استریل استفاده می کنن؟
 
چرا تارزان ریش و سیبیل نداره؟
 
چرا خلبان های کامیکازه از کلاه ایمنی استفاده می کردن؟
 
اگر این حرف درست باشه که ما به دنیا می آییم که به دیگران کمک کنیم پس دیگران برای چی به دنیا میان؟

آیا میشه زیر آب گریه کرد؟
 
چطور ممکنه که انسان اول به فضا سفر کرد و بعدا به فکرش رسید که زیر چمدون چرخ بذاره؟
 

چرا مردم وقتی می خوان بپرسن ساعت چنده به مچ دستشون اشاره می کنن ولی وقتی می خوان بپرسن دستشویی کجاست به پشتشون اشاره نمی کنن؟
 

چرا گوفی روی دو پا راه میره ولی پلوتو روی چهار دست و پا، مگه هردوشون سگ نیستن؟
 
اگر روغن ذرت از ذرت تهیه میشه و روغن سبزیجات از سبزیجات، پس روغن بچه از چی تهیه می شه؟
 
تا حالا توجه کردید که اگر در صورت سگ ها فوت کنید دیوونه می شن ولی اگر با ماشین بیرون برن دوست دارن سرشونو از پنجره بیارن بیرون؟

سکوت حاضر جوابی , بی پاسخ است

 

سعی کن درست صحبت کنی , و گرنه عاقلانه آن است  که سکوت کنی

تولدم مبارک

 تولدت مبارک!
                                                   

     تولد چه کسی؟؟؟!

تولد جسم؟؟!

جسمی که هر لحظه باجایگزین شدن سلول های جدیدبجای سلول

های مرده تغییر میکند؟؟(من جسم نیستم)

تولد شخصیت؟؟!

شخصیتی که هنوز خود را پیدا نکرده با اندکی آگاهی دچار هیجان شده

وتغییر میکند...! (من شخصیت نیستم)

تولد اسم؟؟

اسم وفامیلی که نشان دهنده من نیست وفقط برای شناسایی در این

دنیا آن را به یدک میکشم!(من اسم نیستم)

پس تولد چی؟؟؟

تولد روح؟؟!

روح ابدیست نه متولد میشود ونه میمیرد..!

آنچه مرا لحظه به لحظه متولد...وخود متجلی میشود روح است...(همان

روح دمیده شده)روحی که هر لحظه جسم را می آفریند....

ولحظه به لحظه  به شکوه وقدرت خود آگاه میکند ...

ومشتاق همراه شدن با او...

تو منی من توام ...وما...

بی نهایتیم...

تولد ما
                                    

     آگاهی لحظه به لحظه بر عشق 

تولدت مبارک

روزگار بر شما خوش

 

بهتون گفته بودم

 

امروز هادی تنها میشه

 

سلام .

نمیدونم خوشحالی کنم یا که ناراحت و غصه دار باشم

امروز مهرناز از پیشم میره

خیلی دوست دارم برم

امیدوارم تو این مدت خدا پشت و پناهشون باشه

 

در خرابات مغان نور خدا مي بينم

 اين عجب بين كه چه نوري زكجا مي بينم

جلوه بر من مفروش اي ملك الحاج كه تو

خانه مي بيني و من خانه خدا ميبينم

 

اول فکر کن بعد راهت رو پیدا کن

 

هرگز در مسیر پیموده شده گام برندارید، زیرا این راه تنها  به همان جائی می رسد که دیگران رسیده اند.

<< گراهام بل   <<

زندگی دشمن ديرينه من

 

چه صدف ها كه به درياي وجود 
 سينه هاشان ز  گهر خالي بود 
ننگ نشناخته از بي هنري 
 شرم ناكرده  از اين بي گهري 
 سوي هر درگهشان روي نياز 
همه  جا سينه گشايند به ناز 
زندگي دشمن ديرينه من 
چنگ انداخته  در سينه من 
روز و شب با من دارد سر جنگ  
هر نفس از صدف سينه تنگ 
دامن افشان گهر آورده به  چنگ 
وان گهرها ... همه كوبيده به سنگ
 

تنها در بي چراغي شب ها مي رفتم

 

تنها در بي چراغي شب ها مي رفتم.دست هايم از ياد  مشعل ها تهي شده بود.همه ستاره هايم به تاريكي رفته بود.مشت  من ساقه خشك تپش ها را مي فشرد.لحظه ام از طنين  ريزش پيوندها پر بود.تنها مي رفتم، ريزش پيوندها پر بود.تنها مي  رفتم، مي شنوي؟ تنها.من از شادابي باغ زمرد كودكي براه افتاده  بودم.آيينه ها انتظار تصويرم را مي كشيدند،درها عبور غمناك مرا مي  جستند.و من مي رفتم، مي رفتم تا در پايان خودم فرو  افتم.ناگهان، تو از بيراهه لحظه ها، ميان دو تاريكي، به من  پيوستي.صداي نفس هايم با طرح دوزخي اندامت در آميخت:همه تپش هايم  از آن تو باد، چهره به شب پيوسته!همه تپش هايم.من از  برگريز سرد ستاره ها گذشته امتا در خط هاي عصياني پيكرت  شعله گمشده را بربايم.دستم را به سراسر شب كشيدم،زمزمه نيايش در  بيداري انگشتانم تراويد.خوشه فضا را فشردم،قطره هاي ستاره در تاريكي درونم  درخشيد.و سرانجامدر آهنگ مه آلود نيايش ترا گم كردم.***ميان ما سرگرداني  بيابان هاست.بي چراغي شبها، بستر خاكي غربت ها، فراموشي آتش هاست.ميان  ما« هزار و يك شب » جست و جوهاست.*****

معماهاي جالب رياضی

 

بازی شطرنج باچند نفر به طور هم زمان :

پسربچه ای به نام علی را در نظر ميگيريم كه در دبستان درس ميخواند و استعداد رياضی فوق العاده اي دارد ولی بازي شطرنج را بتازگی آغاز كرده و تنها مي داند مهره ها را چگونه بايد حركت داد . در عوض 2 فرد دبيرستانی به نامهای محسن و حسن ، افرادی هستن كه اميدهای بزرگی براي شطرنجند و شطرنج بازان بزرگ آنها را مي شناسند و براي پيروزي به آنها ارزش قايلند .وقتي اين سه نفر دور هم جمع بودند و در مورد شطرنج صحبت ميكردند محسن و حسن روايت كردند كه چگونه استادان بزرگ شطرنج بدون هيچ زحمتي با 40 تا 50 نفر به طور هم زمان شطرنج بازي مي كنند .علي بلافاصله گفت : من همين حالا حاضرم در مقابل 2 نفر به طور هم زمان شطرنج بازي كنم ، نمي خواهيد با من بازي كنيد ؟؟
محسن و حسن مات و مبهوت شدند كه چگونه يك بچه دبيرستاني ، كه تازه با حركت مهره ها آشنا شده به خود جرات ميدهد تا 2 شطرنج باز قوي و پر تجربه را به مبارزه دعوت كند .علي پيشنهاد كرد تنها اجازه بدهيد نحوه انتخاب مهره ها براي بازي با من باشد.اما حسن قبول نكرد و مهره خود را انتخاب كرد و بعد علي انتخاب كرد و بعد محسن انتخاب كرد . محسن گفت : علي عزيز ، اگر تو بتواني دست كم در برابر يكي از ما 2 نفر شكست نخوري من حاضرم كلاه خودم را بخورم .در پايان مبارزه خطري جدي كلاه محسن را تهديد ميكرد و تنها بعد از آن كه علي از قرار اوليه و حق خود صرف نظر كرد ، كلاه محسن سالم ماند و خود محسن از خورد آن معاف شد . علي چگونه توانست دست كم در يكي از بازيها از شكست خود جلوگيري كند ؟؟علي در بازي تكي با هر كدام از آن دو شكست ميخورد اما حالا توانست يكي از آن دو را شكست دهد چگونه ؟؟در ضمن فرد چهارمی هم وجود نداشت كه علي را راهنمايي كند !!!!!!!

جواب --> اون فقط كاري كه ميكرد اين بود كه حركت هركدام را براي ديگري انجام ميداد ... يعني در اصل اون فقط يك واسطه بود و از خودش حركتي انجام نمي داد

ادامه نوشته

LCD

 

آموخته ايم كه ماده سه حالت جامد ، مايع و گاز دارد كه به تازگي هم دو حالت ديگر به آن اضافه شده است. جامدات شكل خاصي دارند، يعني مولكولهاي آنها موقعيت خاصي نسبت به يكديگر داشته و نمي توانند آزادانه به هر سو حركت كنند . ولي مولكول هاي مايعات چنين قيدي نسبت به هم ندارندو در كل حجم آن در حركت اند . كريستالهاي مايع موادي هستند كه ظاهر مايع دارند، اما مولكولهاي آنها آرايش خاصي نسبت به يكديگر دارند ، درست مانند جامدات كه در شكل هم به راحتي ديده مي شود. به همين دليل كريستال مايع خصوصياتي شبيه به مايع و جامد داشته و به همين دليل با چنين اسم متناقضي خوانده مي شوند . اين مواد به شدت به دما حساس اند و اندكي حرارت لازم است تا آنها را به مايع واقعي درآورد و يا اندكي سرما تا به معمولي تبديل شود. به همين دليل است كه Lcd ها در مقابل تغييرات دما عكس العمل نشان داده و به عنوان دماسنج طبي استفاده مي شوند . جالب اين است كه به دليل همين حساسيت نمي توان از كامپيوترهاي كيفي يا نظاير آن در هواي بسيار سر و يا مثلاً در آفتاب داغ ساحل دريا استفاده كرد . در اين وضعيت معمولاً Lcd ها عكس العمل هاي عجيب و غريبي از خود نشان مي دهند .
انواع مختلفي از مواد شناخته شده اند كه در دماي معمولي چنين خصوصياتي دارند. اما دسته اي از آنهاهستند كه به جريان الكتريسيته هم حساس هستند و مولكولهاي آن متناسب با جريان برق ورودي مي چرخند و تغيير زاويه مي دهند . اين خصوصيت عجيب اثر جالبي هم دارد. وقتي نور از درون يك كريستال مايع اين چنين عبور كند، پلاريزاسيون يا قطبش آن هم جهت با مولكولهاي كريستال مي شود . از همين خاصيت براي
Lcd ها استفاده شد. با اين توضيح كه چون كريستالهاي مايع شفاف و هادي الكتريسيته هستند ، به راحتي مي توان آنها را در جريان الكتريسيته قرار داد و نور را از آن عبور داد. براي اين كار به جز كريستال مايع به 2 تكه از اين شيشه پلارويد يا قطبشگر هم نياز است. احتمالاً اين شيشه ها را ديده ايد. اگر دو تكه از اين شيشه ها را روي هم قرار دهيد. نور به راحتي از آن عبور مي كند . اما وقتي يكي از آنها را 90 درجه نسبت به ديگري بچرخانيد ، ديگر نور رد نمي شود . اين اتفاق به اين دليل روي مي دهد كه هر شيشه نو را فقط در جهت خاص محور خود عبور مي دهد . اگر دو شيشه هم محور باشند نور به راحتي عبور مي كند اما اگر محورها با هم زاويه 90 درجه داشته باشند نور رد نخواهد شد

ادامه نوشته

تاريخچه عدد صفر

 

يکی از معمول ترين سوال هايی که مطرح ميشود اين است که: چه کسی صفر را کشف کرد ؟ البته برای جواب دادن به اين سوال به دنبال اين نيستيم که بگوييم شخص خاصی صفر را ابداع کرد و ديگران از آن زمان به بعد از آن استفاده ميکردند.

اولين نکته شايان ذکر در مورد عدد صفر اين است که اين عدد دو کاربرد دارد که هر دو بسيار مهم تلقی می شود. يکی از کاربرد های عدد صفر اين است که به عنوان نشانه ای برای جای خالی در دستگاه اعداد (جدول ارزش مکانی اعداد) به کار می رود. بنابر اين در عددی مانند
۲۱۰۶ عدد صفر استفاده شده تا جايگاه اعداد در جدول مشخص شود که به طور قطع اين عدد با عدد ۲۱۶ کاملا متفاوت است. دومين کاربرد صفر اين است که خودش به عنوان عدد به کار می رود که ما به شکل عدد صفر از آن استفاده می کنيم.

ادامه نوشته

آدمي نهفته در زير زبان خويش است

 

حضرت علي (ع) (ص 388) مي فرمايد:

«اَلَمرءُ مَخبُوءٌ تَحتَ لِسانِهِ.» (آدمي نهفته در زير زبان خويش است).
و سعدي در گلستان (1368: ص 53) مي گويد:

     تا مرد سخن نگفته باشد                           عیب و هنرش نهفته باشد

          و همچنين:

زبان در دهان اي خردمند چيست                  كليد در گنج صاحب هنر

چو در بسته باشد چه داند كسي         كه گوهر فروش است يا پيله ور

سپيده دم

 

وقتي كه بامدادان 
 
مهر سپهر جلوه گری را 
 
آغاز  می كند 
 
وقتی كه مهر پلك گرانبار خواب را 
 
با ناز و كرشمه ز هم باز می كند 
 
آنگه  ستاره سحری 
 
در سپيده دم خاموش مي شود 
 
آری  
من آن ستاره ام كه فراموش گشته ام 
 
و بي  طلوع گرم تو در زندگانيم 
 
خاموش گشته ام

 

پروردگارا

 

پروردگارا
به من آرامش ده
تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر  دهم
دلیری ده
تا تغییر دهم آنچه را می توانم تغییر دهم
بینش ده
تا  تفاوت این دو را بدانم
مرا فهم ده
تا متوقع نباشم دنیا و  مردم آن مطابق میل من رفتار کنند

در خواستهای من از خدا


از خداخواستم  تا دردهایم را التیام  بخشد .
خداپاسخ گفت :
مخلوق من ! هر دردی را درمانی است  و این تو هستی 
 
که باید درمان درد ها یت  را بجویی .
از خدا خواستم تا جسم ناتوان مرا توانایی بخشد  
خدا پاسخ گفت :
آفریده من آنچه که باید تکامل یابد روح  توست جسمت تنها قالب گذراست 
از خدا خواستم تا به من  صبر عنایت کند
خدا پاسخ گفت بنده قدرتمند من !صبر حاصل سختی  است عطا شدنی نیست بلکه آموختنی 
است 
از خدا خواستم تا  مرا شادی و شعف بخشد 
خداوند پاسخ گفت :
نازنیینم من به  تو موهبت بسیار بخشیدم شاد بودن با خود توست 
از خدا  خواستم تا رنجهایم را کاستی دهد 
خداوند پاسخ گفت : 
مخلوق  صبورم بهای رنج تو دوری از دنیا و نزدیکی به من  است 
از خدا خواستم تا روحم را شکوفا سازد 
خدا وند  پاسخ گفت
پرورش روح تو با تو اما آراستن آن بامن 
از  خدا خواستم تا ازلذایذه دنیا سرشارم سازد 
خداوند پاسخ گفت :

من  به تو زندگی بخشیدم بهره مندی ازآن با تو 
از خدا  خواستم تا راه عشق ورزیدن را به من بیاموزد
خداوند پاسخ گفت  
اشرف مخلوقات من بالا خره دریافتی که چه از من بخواهی  

به خاطر داشته باش که در مسیر عشق ورزیدن به من  
به مقصد دوست داشتن 
دیگران خواهی رسید
  
به ياد داشته  باش هر وقت دلتنگ شدي به آسمان نگاه کن. کسي هست  که عاشقانه تو را مي نگرد و منتظر توست. اشکهاي تو  را پاک مي کند و دستهايت را صميمانه مي فشارد. تو  را دوست دارد فقط به خاطر خودت. و اگر باور داشته  باشي مي بيني ستاره ها هم با تو حرف مي زنند.  باور کن که با او هرگز تنها نيستي. فقط کافيست عاشقانه  به آسمان نگاه کني
  
هر چیزی با چیزهای دیگر هماهنگ  و یگانه است 
درختان با خاک خاک با باد 
باد با  آسمان 
آسمان با ستارگان و همه چیز با همه چیز دیگر  
هیچ موجودی بر موجود دیگر برتری ندارد 

 

تقدیم با عشق

 

این گلها رو از ...  برای شما چیدم

برای شما چیدم

 

لحظه ها را

می بويم

با تو

دانه دانه

ياخته های زمان را

لمس می کنم

در لذت عميق با تو بودن

تو را در بطن خود داشتن

 

تو آن معجزه عشقی

که در واپسين لحظه پديد آمد

و آخرين شاخه های سبز مرا

با شادابی

پيوندی دو باره داد

 

تو

آن پديده ی دوباره بودنی

در گذرگاهی که در آن

فرصت دوباره

بسيار اندک است

 

درون قلب من

 

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم دوستت‌دارم

 

دوست

 

فرشتهها وجود دارن، اما بعضي وقتها چون بال ندارن، ما بهشون  ميگيم دوست...

 

بی نهایت کجاست

این متن رو چند سال پیش هادی برام فرستاده بود که الان وقتشه ! از ایشون تشکر میکنم

 

Two things are infinite: the universe and human stupidity; and I'm not sure about the former.

 

دو چیز بی نهایت وجود دارد : کائنات و حماقت انسان ! و من در مورد بی نهایت بودن اولی شک دارم ، ولی در مورد دومی مطمئنم

 

"آلبرت انشتین"

 

قايم باشک بازي

 

این مطلب رو دوستم مصطفی برام فرستاده که بدین وسیله ازشون تشکر میکنم

 
چیزی عوض نشده ست
کوچک که بودیم
تو چشم می گرفتی
من قایم می شدم
حالا باد چشم می گیرد
درخت قایم می شود
ماه و زمین جایشان را عوض می کنند
دریا می سوزد
موج ها جر می زنند
توفان لی لی می کند
چیزی عوض نشده ست
دنیا چشم گرفته ست و
قیامت قایم شده ست.

(علی رضا قزوه)

 

جلسه ی خواستگاری

 

جلسه ي خواستگاري... بعد از نيم ساعت سكوت
 

مادر داماد : ببخشين ، كبريت دارين؟
خانواده عروس : كبريت ؟! كبريت براي چي!؟
...مادر داماد : والا پسرم مي خواست سيگار بكشه
خانواده عروس : پس داماد سيگاريه....!؟
..مادر داماد : سيگاري كه نه.. والا مشروب خورده ، بعد از مشروب سيگار مي چسبه
خانواده عروس : پس الكلي هم هست..!؟
مادر داماد : الكلي كه نه... والا قمار بازي كرده و باخته ! ما هم مشروب داديم بهش كه يادش بره
خانواده عروس : پس قمارم بازي مي كنه...!؟
...مادر داماد : آره... دوستاش توي زندان بهش ياد دادن
خانواده عروس : پس زندانم بوده...!؟
...مادر داماد : زندان كه نه... والا معتاد بوده ، گرفتنش يه كمي بازداشتش كردن
خانواده عروس : پس معتادم بوده...!؟
...مادر داماد : آره... معتاد بود ، بعد زنش لوش داد
خانواده ءعروس : زنش !!!؟؟؟
 

! نتيجه اخلاقي : هميشه موقع خواستگاري رفتن كبريت همراهتون داشته باشين

بیام دست به دست هم وب هادی رو کنیم آباد

 

 

باعرض سلام خدمت دوستان عزیز

 

در اینجا می خواستم توضیح مختصری راجع به قسمت ارسال ایمیل که تازه راه افتاده بدهم .

در زندگی هر فرد اجتماعی حرف ها و حدیث  هایی وجود داره که ممکن است مطرح کردن  این گونه مطالب بصورت علنی مشکل ساز و یا بهتر بگم حاشیه ساز باشه .

این نوع دیدگاه منو به فکر فرو داشت که چرا در این وبلاگ خاکیمون هیچ جایی برای بیان اینگونه مطالب ( که در بالا اشاره کردم ) وجود نداره ، از طرفی من به شخصه با نظرات و حرف هایی که پس از تایید مدیر وب ثبت می شوند مخالفم !!!

درسته از قدیم گفتن و حالا هم میگن هر سری توش یه عقله.

قسمت ارسال ایمیل هم در این وبلاگ اُمده که فقط یه حرف رو بزنه و اون اینه که :

انسان اجتماعی صحبت خصوصی هم وجود داره

 

مشتاقانه منتظر ستاره های گلتون هستم تا به صبح نزدیک تر شویم

 

 

 

فروردین رفتی

 

اردیبهشت رو خیلی  خیلی دوست دارم

 

مخصوصا اول هفته سومش !