با حضورت ستاره ها گفتند

با حضورت ستاره ها گفتند

نور در خانه ی امام رضاست

کهکشان ها شبیه تسبیحی

دستِ دُردانه ی امام رضاست

مثل باران همیشه دستانت

رزق و روزی برای مردم داشت

برکت در مدینه بود از بس

چهره ات رنگ و بوی گندم داشت

زیر پایت همیشه جاری بود

موج در موج دشتی از دریا

به خدا با خداتر از موسی

بی عصا می گذشتی از دریا

با خداوند هم کلام شدی

علت بُهت خاص و عام شدی

«کودکی هایتان بزرگی بود»

در همان کودکی امام شدی

رزق و روزی شعر دست شماست

تا نفس هست زیر دِیْن توایم

تا جهان هست و تا نفس باقی است

ما فقط محو کاظمین توایم

من به لطف نگاهت ای باران

سوی مشهد زیاد می آیم

دست بر روی سینه هر بار از

سمت باب الجواد می آیم

سید حمیدرضا برقعی

ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود

ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود

نی نام زما و نی‌نشان خواهد بود

زین پیش نبودیم و نبد هیچ خلل

زین پس چو نباشیم همان خواهد بود

خیام

معاف از اندیشیدن

قبول کردن هر پدیده ، بدون دلیل و رد کردن هر پدیده بدون منطق ، دو راه آسان است که ما را از اندیشیدن ، معاف می کند .

شهادت امام علی نقی علیه السلام

متولد بیست و دوم اردیبهشت

بر ما سالی گذشت و بر زمین گردشی و بر روزگار حکایتی

امید آنکه آن کهنه رفته باشد به نیکوئی و این نو آید به شادی

پی نوشت :

انتشار مطلب شماره  ۱۳۶۵ در روز ۲۲ اردیبهشت

حلول ماه رجب و میلاد امام محمد باقر علیه السلام مبارک

حلول ماه رجب مبارک

نهایت خوشحالی

خیلی دوست داشتم این شکلک رو توی وب م استفاده کنم

دوستم بعد چند سال ، از صد ها بلکه هزاران کیلومتر اون ور تر امشب بهم زنگ زد

خوشحالم  بسیار خوشحال

من هنوز زنده هستم زنده و امیدوار ...

 

دعای این همه چشم انتظار کافی نیست

هنوز گریه بر این جویبار کافی نیست

ببار، ابر بهاری، ببار، کافی نیست

چنین که یخ زده تقویم ها هر روز

هزار بار بیاید بهار کافی نیست

به جرم عشق تو بگذار آتشم بزنند

برای کشتن حلاج دار کافی نیست

گل سپیده به دشت سپید می روید

سپید بختی این روزگار کافی نیست

خودت بخواه که این روزگار سر برسد

دعای این همه چشم انتظار کافی نیست

 

فاضل نظری

خواستم با عقل راه خویش را پیدا کنم

باز هم تسبیح بسم الله را گم کرده ام

شمس من کی می رسد؟ من راه را گم کرده ام

طره از پیشانی ات بردار ای خورشید من

در شب یلدا مسیر ماه را گم کرده ام

در میان عاقلان دنبال عاشق گشته ام

در میان کوه سوزن کاه را گم کرده ام

زندگی بی عشق، شطرنجی است در خورد شکست

در صف مشتی پیاده شاه را گم کرده ام

خواستم با عقل راه خویش را پیدا کنم

حال می بینم که حتی چاه را گم کرده ام

زندگی آن قدر هم در هم نبود و من فقط

سرنخ این رشته ی کوتاه را گم کرده ام

 

علیرضا بدیع

منم آن تخته که با من دروگر کارها دارد

نه آن بی‌بهره دلدارم که از دلدار بگریزم

نه آن خنجر به کف دارم کز این پیکار بگریزم

منم آن تخته که با من دروگر کارها دارد

نه از تیشه زبون گردم نه از مسمار بگریزم

مثال تخته بی‌خویشم خلاف تیشه نندیشم

نشایم جز که آتش را گر از نجار بگریزم

چو سنگم خوار و سرد ار من به لعلی کم سفر سازم

چو غارم تنگ و تاری گر ز یار غار بگریزم

نیابم بوس شفتالو چو بگریزم ز بی‌برگی

نبویم مشک تاتاری گر از تاتار بگریزم

از آن از خود همی‌رنجم که منهم در نمی‌گنجم

سزد چون سر نمی‌گنجد گر از دستار بگریزم

هزاران قرن می باید که این دولت به پیش آید

کجا یابم دگربارش اگر این بار بگریزم

نه رنجورم نه نامردم که از خوبان بپرهیزم

نه فاسد معده‌ای دارم که از خمار بگریزم

نیم بر پشت پالانی که در میدان سپس مانم

نیم فلاح این ده من که از سالار بگریزم

همی‌گویم دلا بس کن دلم گوید جواب من

که من در کان زر غرقم چرا ز ایثار بگریزم

مولوی

مرا با اسم تو میشناسند همه !

میم مثل مادر ...  

ادامه مطلب اینجاست ...

انضباط شخصی

انضباط شخصی :

توانایی مجبور کردن خودتان به انجام کارهایی را که باید انجام دهید، درست در همان زمانی که باید انجام دهید، بدون توجه به خوشایند بودن یا نبودن کار .

آلبرت هابارد

وای بر احوال برگ بی درخت

گر درختی از خزان بی برگ شد

یا کرخت از سورت سرمای سخت

هست امیدی که ابر فروردین

برگ ها رویاندش از فر بخت

بر درخت زنده بی برگی چه غم

وای بر احوال برگ بی درخت...

شفیعی کدکنی

دنیا نیرزد آنکه پریشان کنی دلی

دنیا نیرزد آنکه پریشان کنی دلی

زنهار بد مکن که نکردست عاقلی

این پنج روزه مهلت ایام آدمی

آزار مردمان نکند جز مغفلی

ادامه نوشته

نه سر پیازیم نه ته پیاز

ما نه سر پیازیم نه ته پیاز ؛ اینو که قبول دارید ؟

دیروز توی خروجی متروی ولیعصر یه برخوردی رو دیدم . خب دیدم دیگه چیکار کنم !!!

امروز توی خروجی خبرگزاری مهر هم یه چیزایی دیدم . خب دیدم دیگه چیکار کنم !!!

 

 

برام یه سوال پیش امد ؟ نمیدونم مسئولش کیه ولی خب سوالم رو میپرسم ؟

یک بام و دو هوایی که در اجرای طرح امنیت اخلاقی میبینیم دلیلش چیه  ؟ به خوبی و بدی طرح کاری ندارم فقط علت رو میخوام بدونم ؟

لازم به توضیح هست : نویسنده این مطلب یه باری استادیوم آزادی رفته و مشاهده کرده که چگونه از ورود جوانانی که صورت خود را رنگ کرده اند و یا قصد تخلیه انرژی خود را داشته اند و ... ممانعت بعمل امده و یا کمی با نامهربانی برخورد شده است

چه اسفندها دود کردیم !

چه اسفندها ... آه!

چه اسفندها دود کردیم !

برای تو ای روز اردیبهشتی

که گفتند : این روزها می رسی

از همین راه!

قصیر امین پور