یاد ایامی که با هم آشنا بودیم ما
یاد ایامی که با هم آشنا بودیم ما
هم خیـال و هم سـفیر و هـم نـوا بودیـم مــا
معنی یک بیت بودیم از طریق اتحاد
چون دو مصراع گرچه در ظاهر جدا بودیم مــا
بود دائم چون زبان خامه حرف ما یکی
گرچه پیش چشم صـورت بین دو تا بودیم مـا
چون دو برگ سبز کز یک دانه سر بیرون کند
یـکـدل و یکــــــروی در نــجــــوانما بـودیم مـا
می چرانیدیم چون شبنم زیک گلزار چشم
از نوا سنجان یکی بوســــتان سرا بودیم مـا
بود راه فکر ما در عالم معنا یکی
چون دو دست از آشنایی یک صدا بودیم مـا
دوری منزل حجاب اتحاد ما نبود
داشتیم از هم خبر در هر کجا بـــودیــم مــا
اختر ما سعد بود و روزگار ما سعیر
از سعادت زیـر بـال یـک هـــمـا بــــودیـم مــا
چاره جویان را نمی دادیم صائب دردسر
دردهــای کــــهـنه هـم را دوا بــودیــم مـــا
یاد ۲۷ آذر ۸۵ بخیر
به نام خداوندی که هر چه داريم همه از اوست