دیگر هزیمت می کند ماه مبارک الوداع
هجران قیامت می کند ماه مبارک الوداع
خیمه به بیرون می زند خرگه بگردان می زند
داغ فراقم می زند ماه مبارک الوداع
ای دیده در مه نگر تاریک شد از غم قمر
دارد یقین عزم سفر ماه مبارک الوداع
از صحبتت دیدم وفا رفتی دریغ و حسرتا
دیگر کجا یابم ترا ماه مبارک الوداع
یارم به بیرون می رود از دیده ام خون می رود
عمرم ببین چون می رود ماه مبارک الوداع
عمر گران را باختم تا صحبتت دریافتم
قدر ترا نشناختم ماه مبارک الوداع
گریان شده چشمم زغم کس را مبادا زین الم
جمله بگوئید این به هم ماه مبارک الوداع
درهای دوزح بسته شد فضل خدا پیوسته شد
شیطان زمکرش رسته شد ماه مبارک الوداع
مهر و وفا افزون کنم این دیده را پر خون کنم
من از فراقت چون کنم ماه مبارک الوداع
عاصی ز لطفش هر نفس در باب رحمت دسترس
شیطان دیو اندر قفس ماه مبارک الوداع
از صنع رب العالمین آمد ملائک در زمین
در پیش رو روح الامین ماه مبارک الوداع
اندر سما خواهی شدن از ما جدا خواهی شدن
نزد خدا خواهی شدن ماه مبارک الوداع
رفتی دگر از نزد ما ای بهترین ماه ها
از غم شده پشتم دو تا ماه مبارک الوداع
رفتی تو از روی زمین با ما بگوی ای نازنین
دیگر کی ات بینم چنین ماه مبارک الوداع
ما با تو خوش سر کرده ایم از قید خود بر گشته ایم
اکنون زغم سرگشته ایم ماه مبارک الوداع
رفتی تو تا سال دگر پنهان شدی تو از نظر
ریزم زغم خاک بسر ماه مبارک الوداع
درهای دوزخ باز شد اسباب عصیان ساز شد
شیطان زغم آزاد شد ماه مبارک الوداع
افسوس افسوس دوستان دایم همی گویم ز جان
از بهر ماه مهربان ماه مبارک الوداع
سروده شده در : سال ۱۳۳۷ هجری شمسی توسط مادربزرگم