نمیدونم شبه یا روزه . صبح شده یا نه شایدم سحر باشه

اصلا یکی به من بگه امروز هنوز همون جمعه س یا شنبه شده !!!

بالاخره مراسم امشب به خیر و خوشی تموم شد و ما از عروسی برگشتیم ۱:۴۰ . یعنی مراسم انقدر طولانی نبود ها ، مراسم برای ما انقدر طولانی شد

خب آره دیگه فامیل نزدیک دوماد بودن این داستان ها رو هم داره دیگه

خیلی خوشحالم که توی بهترین و شادترین مراسم یه سری آدم شرکت کردم و اوقات خوبی اونجا داشتم

نمیدونم برای چی شروع کردم به نوشتن این مطالب . واقعا نمیدونم . چیزی که هست انگاری خیلی حرف داشتم که بزنم ولی الان نمیتونم بزنم

پی نوشت شماره ۱ : " اینم بمونه ..."

پی نوشت شماره ۲ : فردا صبح باید با بیل بیدار بشیم