بضعة المصطفی (پاره تن مصطفی)
گویی
تقدیر چنین بوده است که حضور دو روزه ی من در دنیا با غم و اندوه عجین شود، هر چه
بود گذشت و هر چه می بود می گذشت . و من می دانستم که تقدیر چگونه رقم خورده است
و می دانستم که غم، نان خورشت همیشه ی من است و اندوه ، همسایه ی دیوار به دیوار
دل من.
اما آمدم، آمدم تا دفتر زنان بی سرمشق نماند...
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۲ ساعت 22:22 توسط هادی
|
به نام خداوندی که هر چه داريم همه از اوست