نقل یک گیجی
چند وقتی بود که انگشت سبابه دست راستم خیلی درد میکرد . این درد به صورتی بود که حتی دکمه موس رو نمیتونستم کلیک کنم و از کیبورد کمک میگرفتم .
شرایط به قدر وخیم بود که میخواستم پیش دکتر و فیزیوتراپی برم تا درمان بده .
یادم میومد که یه زمانی روی هوا دابل کلیک میکردم . به کلیک کردن کند ملت گیر میدادم و این حرفها ...
همش فکر میکردم که زیادی از این انگشت کار کشیدم . وقتی که روزی 18 ساعت کار کنی و همش کلیک کنی ، نتیجه غیر این نخواهد داشت .
تا اینکه دو سه روز پیش برادرم پشت سیستم بود . تا نشست و دست به موس برد . دادش به هوا رفت و گفت : واقعا تو با این موس میتونی کار کنی . دکمه ش خرابه ، پایین نمیره که !!؟
اونجا بود که پی به گیجی خودم بردم . انگشتم سالم بوده . دکمه موس خراب بوده . واقعیت این بود که من توی دنیای بسته خودم گیر کرده بودم و حتی فرصت فکر کردن منطقی و درست رو به خودمم نمیدادم .
اون موس قبلیم بی کیفیت نبود ولی موسی که میخواسته توی چندین سال کار کنه رو من یک ساله مستهلک کرده بودم . در حقیقت خودم با این نحوه کار کردن دارم مستهلک میشم و لاغیر .
پی نوشت :
امروز رفتم یه موس خریدم . ازش راضی هستم ...
امروز نمره پردازش تصویرمم امد . نمره ای که حتی توی دبستان هم نگرفته بودم یعنی 75/19 . ازش راضی هستم ...
موس رو جایگزین کردم . عمرم رو چی ، ازش راضی هستم ... !!؟
بگذارید یه پیامک که عصری به دستم رسید رو براتون بخونم :
تاریخ تولدت مهم نیست، تاریخ "تبلورت" مهمه منطقه زندگیت مهم نیست، "منطق زندگیت" مهمه و گذشته زندگیت مهم نیست، امروزت مهمه که چه گذشته ای واسه فردات میسازی...
به نام خداوندی که هر چه داريم همه از اوست