روزها رفتند و از آن روزها
روزها رفتند و از آن روزها
در خيال ما به جز يادي نماند
زآنهمه غمها و شاديهاي عمر
ناله اي، يا نغمة شادي نماند
زآنهمه جويندگان فضل و علم
مكتب شاگرد و استادي نماند
زآنهمه پويندگان راة عشق
در طلب شيرين و فرهادي نماند
زآنهمه افسونگريهاي شگرف
در نهايت ، صيد و صيادي نماند
زآنهمه فريادهاي «زنده باد»
در بر ايام فريادي نماند
زآنهمه گرد و غبار رفتگان
در گذرگاه زمان بادي نماند
عاقبت زان وعدههاي عدل و داد
بهر ما جز ظلم و بيدادي نماند
مي رسد روزي كه گوئي از «رفيع»
زآنهمه شوقش بجز يادي نماند
عبدالرفيع حقيقت
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۸۹ ساعت 12:52 توسط هادی
|
به نام خداوندی که هر چه داريم همه از اوست