که سوخت سینه و فریادرس نمی آید
نسیم عشق ز کوی هوس نمی آید
چرا که بوی گل از خاروخس نمی آید
ز نارسایی فریاد آتشین، فریاد!
که سوخت سینه و فریادرس نمی آید
به رهگذار طلب آبروی خویش مریز
که همچو اشک روان، باز پس نمی آید
ز آشنایی مردم رمیده ایم، رهی
که بوی مردمی از هیچ کس نمی آید
+ نوشته شده در جمعه ۲۸ خرداد ۱۳۸۹ ساعت 6:6 توسط هادی
|
به نام خداوندی که هر چه داريم همه از اوست