یارم به یک لا پیرهن خوابیده زیر نسترن
یارم به یک لا پیرهن خوابیده زیر نسترن
ترسم که بوی نسترن مست است و هشیارش کند
پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من
ترسم صدای پرپرت از خواب بیدارش کند
پیراهنی از برگ گل بهر نگارم دوختم
بس که لطیف است آن بدن ترسم که آزارش کند
ای آفتاب آهسته نِه پا درحریم یار من
ترسم صدای پای تو از خواب بیدارش کند
با تشکر فراوان از دوست خوبمون تینا خانم ![]()
که Ps مطلب پاسبان حرم دل شده ام رو اصلاح کردند
+ نوشته شده در سه شنبه ۳۰ شهریور ۱۳۸۹ ساعت 17:17 توسط هادی
|
به نام خداوندی که هر چه داريم همه از اوست